بیست و دوم فوریه

با توام
قاب عکس نارنجی
با توام
زرقبای پاییزی
در نگاهت حضور مولاناست
پا رکاب دو شمس تبریزی...

کلمات کلیدی

همسرم به دلیل مبحث مالیاتی! معمولا پولاشو می‌ریزه به حساب های من. یعنی معمولا شماره حساب های بنده رو به این و اون میده برای ریختن پول. حالا این که بنده بسیار امانت دارم و یک هزاری از این پول ها بدون هماهنگی برنمیدارم به کنار؛ در این حد که یکبار توو اسنپ اومدم از یه کارتم پول بزنم رمز دوم نمی‌آمد. اومدم کارتمو عوض کنم یادم افتاد توو اون یکی کارتم پولای همسرمه؛ منصرف شدم و تلاشمو کردم از همون کارت اولی واریز کنم. در این حد امانت دار و یدونه واسه نمونه ام!:/... کلا برای همسرم گلی هستم از گل های بهشت!!:/...حالا الان که پیش پای شما داشتم به همسرم میگفتم اون پولایی که تو فلان حسابم هست رو بده به من دیگه! که مانتو دیدم فلانه و یه هندزفری بهمان دیدم قرمزه و عاشقش شدم و تو تا حالا زن با هندزفری قرمز نداشتی!:دی  خلاصه من که جیک جیک میکنم برات بذارم برم؟!:/... دست نوازش هم بر سرش می‌کشیدم همچنان:/ که در همین راستا ایشون فرمودن که: الله اکبر زن از دست تو؛ بابا من ماشینم خرابه؛ بذار حالا یه پول دیگه اومد دستم اونو بهت میدم اینو نگه دار برای ماشین. و خب دیدم جیک جیک اثر گذار نیست و داشتم میگفتم باشه بعدی رو بده پس و اینها. که یهو دیدم پسرم رفته کیفشو آورده ( یه کیف دادم بهش که پولاشو تووش مثلا پس انداز کنه) خلاصه با کیفش توو دستش اومده میگه : مامان خودم بهت از پولام میدم بری هرچی دوست داری بخری. یدونه از پولام برای تو :(... با کلی اصرارش یه ده هزار تومنی برداشتم:( 

:(

نظرات (۲)

ای دورش بگردم، مرد زندگیه 😍

پاسخ:
خیلی ممنونم:)

عزیزم🥹🥹🥹

پاسخ:
:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">