بیست و دوم فوریه

با توام
قاب عکس نارنجی
با توام
زرقبای پاییزی
در نگاهت حضور مولاناست
پا رکاب دو شمس تبریزی...

کلمات کلیدی

 

توی خانواده، دلقک خونه منم. همیشه میگم میخندم مسخره بازی در میارم. من کلا یه ادم شلوغ و پر انرژی ام...در این حد که حتی کسی از صدامم می‌فهمه...آنقدر که یکبار زنگ زده بودم به حاج آقایی استخاره بگیره و داشتم قبلش نیتم رو میگفتم و داستانی که پیش اومده رو شرح میدادم و بین حرفام نمی‌دونم درباره خودم چی گفتم یهو گفت نه اینجوری نگید شما ماشاالله خیلی پر انرژی هستید از صداتونم مشخصه... من خب یه فرد برون گرام.

یه خواهرزاده ی پسر دارم درونگرا ترین نوه ی خانواده ست؛ توی عالم عمیق خودشه همیشه... معمولا کسی رو به حریمش راه نمیده؛ کسی حق نداره به ماشین هاش دست بزنه و معمولا خودش با اسباب بازی هاش تنهایی مشغوله... من همیشه احساس میکنم در آینده نابغه ای خواهد شد...با تقریبا هیچکسم حال نمیکنه جز مامانم. در این حد که مثلا الان اگر اونا خونه ی مادرم باشن منم از راه برسم با دیدن من یه اه میگه می‌ره اتاق!..از پسرم کوچیک تره..

در راستای دلقک بودنم چندوقت پیش که منزل والدین بودم و بچه ها توو اتاق بازی میکردن؛ داشتم جلوی آیینه به مسخرگیه موهام نگاه میکردم. موهایی که تازه بلندشون کرده بودم و به آرایشگر گفته بودم اصلا نمی‌خوام کوتاه کنم فقط میخوام یه کم مرتب بشه و اون چون سلیقه ی خودش خورد نبود قیچی رو انداخته بود تا وسط موهای منو گفته بود نه خورد بهت نمیاد! بذار یه اندازشون کنم! و اونقدر موهای منو زده بود تا موهام همه یه اندازه بشه و منو دقیقا کرد شبیه ایناروس! ...باز ایناروس در برابر من گیسو کمند محسوب می‌شد. واقعا نمی‌دونم چرا آرایشگرا این کارو با آدم میکنن همیشه. واقعا نمی‌دونم. اونروزم رفته بودم جلوی آیینه داشتم به ایناروس بودنم نگاه میکردم و حرص می‌خوردم از دست آرایشگر و در عین حال زیر لب شعر وزینی می‌خوندم: برق گرفته روو سه فازم/ جون موزیکو بنازم/ خانم یه لحظه! این بدن شما چه بی نقصه/ وای وای وای پرم ریخت/ بدم ریخت:/ که یهو از توو آیینه دیدم همین خواهرزاده ی درونگرام داره شونه هاشو ریز ریز میندازه بالا و به دلقک بودن من به پهنای صورت می‌خنده :/.هی هم می‌گفت خاله دوباره بخون!... همچنان به دلقک بازیم ادامه میدادم و بچه ها ریسه رفته بودن و این خواهرزادمم در کمال تعجب این بار اومده بود وسط قر میداد. از اونجایی که جز مامانم کلا افتخار نمی‌ده خیلی کسیو دوست داشته باشه؛ توو این وانفسایی که داشتم این شعر وزین! رو می‌خوندم و بچه ها رو هدایت میکردم به راه راست! از این سوال مسخره ها که میگن از بچه ها نباید بپرسید اما من همیشه میپرسم! ازش پرسیدم؛ که منو دوست داری خاله؟! سری به نشونه ی تایید تکون داد. از مواقع نادری بود. گفتم قبلا هم دوستم داشتی؟! خیلی جدی و محکم ابروهاشو انداخت بالا گفت: نچ!

نظرات (۴)

  • مهدیار (مترسک)
  • منم امروز آرایشگاه بودم یهو دیدم آرایشگر خط ریشمو محو کرد 😐 خب مرد حسابی چرا سرخود حرکت می‌زنی 😂 حالا همیشه می‌پرسیدا، این سری تصمیم گرفت افکت بزنه غافلگیرم کنه 😂

    پاسخ:
    لابد اونم مثل آرایشگر من دوست نداشته خط ریش!:))
    واقعا کارای اضافه زیادی میکنن آرایشگرا.
  • مهدیار (مترسک)
  • دقیقا خودش ریش داره تا پایین سینه و طبیعتا خط ریش براش مفهومی نداره 😅

    پاسخ:
    معیار زیبایی در نگاه ارایشگرها؛ خودشون هستن! :))

    حالا شما نمیدونی ولی آرایشگرهای زن حتی روز عروسی هم اکثرشون اجازه نمی‌دن عروس برای مدل مو و آرایشش نظر بده:/ 

    اون ارایشگره برای اینکه دل بچه خواهرتون شاد بشه موهاتونو به فنا داده بود :))

     

    پاسخ:
    آره آینده نگری کرده بود:دی

    من اینا رو خوندم کلی خنده ام گرفت:)) به خواهرزاده ات حق میدم که خنده اش گرفته  و دوست داشته :) خدا خیرت بده عزیزم ♥️♥️

     

    سلام بر ایناروس اعظم:دی 

     

    +

    موافقم در قسمت آرایشگران محترم البته نه همشون ولی خب یه سری هاشون واقعا بدون اینکه نظر مشتری شون؟ رو بپرسند خودکار و خودجوش اقدام به کاری که خودشون دوست دارند میکنند .

    پاسخ:
    در نقش خاله صد خودمو می‌ذارم:دی

    سلام بر تو ای دوست ایناروس!
    سلیقه خودشون رو ارجح بر سلایق ما می‌دونن!:))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">