بیست و دوم فوریه

با توام
قاب عکس نارنجی
با توام
زرقبای پاییزی
در نگاهت حضور مولاناست
پا رکاب دو شمس تبریزی...

کلمات کلیدی

با خواهرم صبح حرف میزدم تلفنی؛ و داشتم از مقاومت پسرم به خواب ناله ها سر میدادم که آرزو به دلم موند یکبار خودش شب که میشه یه بالش برداره بیاره بخوابه؛ دیشب دو ساعت تمام به پهلوی راست خوابیدم براش قصه گفتم بازم نخوابیده... وقتی تلفن قطع شد اومدم دیدم بالشش رو آورده گذاشته روی زمین و دراز کشیده بی حرکت و به سقف نگاه می‌کنه و تا اومدم گفت: مامان به آرزوت رسوندمت؟! 

نظرات (۳)

ای جانم 😂♥️♥️

از طرف من بخورش 😂♥️

پاسخ:
ممنونم
بیا خودت بخور:/

من اومدم ، سعادت نداشتم بیام بخورمش :)) 

عزیزمی ♥️♥️😘

پاسخ:
انشالله به زودی ببینمت. 

کاش زودتر این ارزوتو بهش گفته بودی،.)

ای جانم ماشا الله بهش 

پسرا خیلی بامحبتن نسبت به مادرشون 

پاسخ:
به شکل نمادین اجراش کرد وگرنه همین الان همچنان درگیر پروسه خوابوندنشم و نمی‌خوابه:/
خیلی ممنونم. 
واقعا همین طوره. به نظرم عشقی که پسر به مادر داره اصلا نمونه ش در دنیا نیست. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">