تعصب من رو خانوادم اینجوریه که مثلا اگر کسی بگه بابات! اصلا به بعدش گوش نمیدم میگم بابام چی؟! ...ساعاتی پیش هم در وصف اینکه بابام یه مرد واقعیه و در واقع اصلیه اونه و بقیه اداش رو هم نمیتونن در بیارن! برای همسرم بالای منبر رفته بودم و شمشیر میزدم اینور اونور! و از مردونگی های پدرم میگفتم و پایان هر جمله تاکید میکردم که بابای من یه مرد واقعیه و همسرمم طبق معمول حسودی میکرد و با خنده هی میگفت باز شروع کرد: بابام! بابام!... یهو نمیدونم بحث به کجا رسید گفتم بذار دخترت بزرگ بشه میفهمی پدر یعنی چی. میفهمی دختر داشتن یعنی چی. گوشتت زیر دست یکی دیگه ست!...
همسرم خیلی جدی فرمود: الان گوشت بابات که تو باشی یعنی زیر دست منه؟! خدا شاهده که من یه گوشتی ام که زیر دست تو ام!:/
+ من زن بی عرضه نبودم!:/
+ پنجمین پست امشب.
این پست از بابابگو بود 😉
چقدر خوبه که بی عرضه نبودی