بیست و دوم فوریه

با توام
قاب عکس نارنجی
با توام
زرقبای پاییزی
در نگاهت حضور مولاناست
پا رکاب دو شمس تبریزی...

کلمات کلیدی

توو این قطعی نت نمی‌دونم من چرا همچنان دارم فقط به اون چندتا پیجی که همیشه ازشون خرید میکردم فکر میکنم که حتی سایت نداشتن و فقط توو اینستا کار میکردن و فروش داشتن...واقعا نمی‌دونم چه حالی هستند اونم دوماه پایان سال که تمام امیدشون به این دوماهه کاسب...همش میگم کاش سایت داشتن!...خیلی بده که اصلا نبینیم مردم رو...

این مدت مطالب خیلی ها رو تحمل کردم! عقاید مختلف زیادی رو تاب آوردم. خیلی خویشتن داری کردم. یا اصلا نظری ندادم یا سعی کردم به خودم بقبولونم تحمل عقاید مختلف اولین شرطه!..اما عده ای یجوری صحبت میکنن یجوری متعصبانه که دیگه فقط بحث تحمل نیست بلکه بحث تاسفه که چرا باید یک انسان اینگونه باشه؟! طرف اعتقاد داره اگر بازاری اعتراض کرده اون از همه بیشتر داره پس غلط کرده!... اصلا این منطق رو نمی‌فهمم. اصلا...اگر یکی داره نباید معترض گرونی باشه!! انگار گرونی به اون که داره فشار نمیاره. انگار گرونی فقط کارگر رو زمین میزنه...چرا درک این مسأله سخته که گرونی روی تمام قشرها تمام طبقات تاثیر می‌ذاره و شما چه حقوقت ده میلیون باشه چه صد میلیون چه میلیاردی؛ خرج های زندگیت رو بر اساس درآمدت میچینی. اونی که ده تومن میگیره قرضش ممکنه پس دادن دو تومنی باشه که از داداشش دستی گرفته؛ اونی که صد میگیره ممکنه قرضش وام بانکی باشه برای خونه ای که خریده ؛ اونی هم که میلیاردی در میاره قرضش چک هاییه که کشیده توو بازار! پس فرقی نمیکنه؛ همه ممکنه قرض و قسط داشته باشن؛ همه ممکنه بدهکار باشن؛ همه ممکنه سرمایه گذاری کرده باشند یه جایی؛ یکی باید پول به صابخونه بده؛ یکی میخواد برای بهتر کردن ماشینش پول جمع کنه؛ یکی هم ممکنه پول برای مصالح بخواد که ساختمونی که توو دست داره رو بسازه. همه پولشون رو لازم دارن. اصلا همه پول لازم دارن. همه روی پولایی که در میارن برنامه ریزی میکنن. همه بر اساس پولاشون خرج هایی رو برای خودشون میتراشن. بله قطعا کارگر اگر صد درصد در گرونی له بشه اونی که وضعش بهتره هشتاد درصد تحت فشاره و همینجور کمتر ولی همه تحت فشارند همه وقتی گرونی و تورم دیگه حتی آمار های منطقی و نرمال رو هم رد می‌کنه و درآمداشون متناسب با تورم بالا نرفته چه میخواد ده دربیاره چه صد چه یک میلیارد؛ یعنی نظم زندگیش بهم می‌ریزه. فرض کنید یکی ماهانه صد درمیاره؛ پنجاهش رو می‌ذاره خرج خونه؛ پنجاهش رو قسط وام می‌ده. یا پس انداز می‌کنه. یهو روغنی که شده از چهارصد نزدیک دو تومن؛ این یعنی طرف یا باید اون یکی پنجاهشم بذاره خرج خونه یا از خرج هایی که می‌کرده بزنه. و این یعنی تحت فشار بودن. 

طرف میگه بازاری و کاسب خب با تورم جنس هاش رو گرون می‌کنه! برای اون که ضرر نیست. کسی که این حرف رو میزنه از نظر من یه بیسواد مطلقه... بله من موبایلی که می‌فروختم هشتاد میلیون رو الان با قیمت دلار میکنم ۱۶۰ میلیون. خب از ده تا مشتری ای که در ماه داشتم. یهو مشتریم میشه دو تا. چرا؟! چون قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کنه. برای همینه که اینهمه کاسب در این سالها کاسبی های چندین ساله شون رو رها کردن. هرکسی توو منطقه و محله ی خودشونم نگاه کنه می‌فهمه مثلا اون شیرینی فروشی که بیست ساله توو محله بوده که دیگه در نمی‌آورده جمع کرده رفته. اون لباس فروشی که سی ساله توو محل بوده الان مغازه ش رو اجاره داده رفته خونه. اون قصابی که یه روز همه براش صف می‌کشیدن الان مجبوره مرغ تنظیم بازارم بیاره بلکه مشتری جمع کنه!... وقتی اکثریت مردم قدرت خرید نداشته باشند شما بازاری و کاسب و صاحب کسب و کار هم که باشی با سر زمین میخوری به مرور حتی برای خیلی ها یهویی! 

این چیزهایی که گفتم که به قدری ساده و واضح و مبرهنه که انگار دارم برای بچه دبستانی توضیح میدم. حالا نمی‌دونم چرا عده ای خودشون رو زدن کوچه علی چپ و یجوری حرف میزنن و عقایدشون رو میپاچونن اینور اونور که انگار علامه دهرن. سواد کل! خطوط بالا از بدیهیاته چطوری نمیفهمید؟! چطوری یک انسان می‌تونه آنقدر در فهمیدن یکسری مسائل مقاوم باشه؟! و از همه بدتر همه رو نفهم و احمق بدونه جز خودش و همفکرانش رو. یکی اومده برای من پایین پستی که از گرونی نوشتم نوشته توو ویران سرا بچه آوردنت چیه؟!... انگار چون من از گرونی میگم به این معناست که من به نون شبم‌ محتاجم نمیتونم برای بچم حتی یه شلوار بخرم! یعنی منطق بعضیا اینه که فقط اونی که در فقر مطلقه حق داره بگه گرونی داره بیچارمون می‌کنه..نه دوست عزیز؛ من از پس هزینه های بچم برمیام؛ اونقدری هم داشتم که بتونم آینده بچمو در نظر بگیرم بعد بچه دار بشم اما از گرونی هم مینالم چون نالیدنیه این وضع. تحمل کردنی نیست این وضع که هربار که میری خرید با افزایش قیمت مواجه باشی..چون مردم دیگه چیزی برای دوشیده شدن ندارن. 

و در آخر: وقتی تو داری ولی اطرافت ندارن عملا از زندگی لذتی نخواهی برد. توو یه اتاق چهارنفره ی خوابگاه، اگر سه نفر نداشته باشه و یک نفر فقط داشته باشه اون یک نفر عملا نمیتونه حتی یه پیتزا که از بیرون سفارش میده با آرامش بخوره! ...توو یه محیط کار از ده نفر؛ اگر دو نفر خیلی دارا باشند و موقع ناهار همیشه مرغ و گوشت ببرن و بقیه استانبولی و ماکارانی بدون گوشت و کوکو سیب زمینی هرروز بیارن؛ عملا اون دو نفر نمیتونن از زرشک پلویی که میخورن لذت ببرن. اگر پولدار فامیلم که باشی  و بخوای بهترین پذیرایی رو از مهمونات بکنی؛ از اینکه بقیه ندارن که اینجوری ازت پذیرایی کنن و توی خونه ی تو و در برخورد با تو همیشه خجالت زده هستن تو نمیتونی حتی از یه مهمونی و گشتن با بقیه هم لذت ببری. اگر بچه ی تو بهترین جا مدادی و انواع و اقسام لوازم تحریرم که داشته باشه اما توو یه کلاسی اکثر بچه ها بخوان حسرت داشته های بچه ی تورو بخورن تو حتی نمیتونی از خرید برای بچت هم لذت ببری. اگر برای بچه ت بهترین اسباب بازی هارو بخری و بچه های فامیل که میان خونه ت با حسرت بخوان این اسباب بازی هارو ببینن تو از اینکه میتونی برای بچه ت بخری اما به فرض فامیلت نمیتونه حتی از خرید اسباب بازی برای بچتم نمیتونی لذت ببری. تو وقتی با پنج خانواده میری سفر و قدرت اینو داری که هر وعده بری رستوران ولی حتی یه خانواده باهاتون باشه که نتونه بیاد رستوران تو حتی از غذا خوردنتم نمیتونی لذت ببری. و این زنجیره ست... تو داشته باشی هم ولی بقیه نداشته باشن تو به تنهایی نمیتونی از داشته هات لذت ببری مگر اینکه انسان نباشی یا برات بقیه مهم نباشن.

ضمن اینکه الان دیگه فقیر و بازاری و متوسط و پولدار معنایی نداره. الان همه ندار محسوب میشن وقتی همه یه چرتکه باید دستشون بگیرن مدام ببینن دخل و خرجشون به هم میخوره یا نه یعنی عملا همه زیر چرخ دنده های این اقتصاد داریم له میشیم. 

 

نظرات (۱۱)

در خلال خوندن پست، به ترانه‌ای گوش می‌دادم که یهو تهش گفت:

بگو هم‌غصه بگو، دیگه وقت گفتنه

بغض ما نمی‌تونه ، این سکوتو بشکنه

مُردم از دست سکوت، یکی فریاد بزنه...

پاسخ:
فریادم راه به جایی نمی‌بره...

الان یکی نیاد بهت بگه پس بگو پولداری آقازاده‌ای صلوات😂

پاسخ:
زر زر کن زیاده. آقا زاده توو بیان پست نمی‌ذاره توو دنیای واقعی داره عشق و حال می‌کنه:/

بقیه هم تو رو میخونن و تاسف میخورن چرا بدیهیات رو نمیفهمی :)

پاسخ:
بقیه زیاد گه خوری من رو میکنن؛ تو هم روی اونا!
  • مهدیار (مترسک)
  • فقیر اعتراض کنه، میگن شورش گرسنگانه و ارزش نداره و اینا به مقصودشون برسن غارت می‌کنن و فلان

    بازاری اعتراض کنه میگن شکم‌سیره و می‌خواد فرهنگ رو زمین بزنه

    منِ کاسب اعتراض کنم میگن تو می‌خوای مالیات ندی پس ساکت شو

    یه هنرمند یا ورزشکار اعتراض کنه میگن اینا دلقک و مسخره‌بازن پس ارزش ندارن

    مرزنشین اعتراض کنه بهش میگن تجزیه‌طلب

    مرکزنشین اعتراض کنه بهش میگن مزدور اجنبی

    زن اعتراض کنه هرزه است

    مرد اعتراض کنه هیزه

    صرفا حرف بزنیم مسخره می‌کنن میگن شماها پایه و اساس ندارید

    تو خیابون داد بزنیم میگن اغتشاشگر

    رای به شخص خاصی بدیم، وطن‌فروشیم

    رای کلا ندیم، بازم وطن‌فروشیم

    با هر منطقِ ریاضی و آمار و احساسی و ملی و تاریخی و چه و چه حرف بزنیم، پوزخند می‌زنن و نادیده می‌گیرن

    کلا هیچی نگیم، میگن پس راضی هستی و حالا دلار رو ده برابر کنیم جیگرت خنک شه، تازه مالیاتتم سی برابر می‌کنیم و مهم نیست که درآمدت صفر شده

    کلا اینا یه سیخ داغ دستشونه، هر جا هر چی بشه با تمام قدرت فرو می‌کنن به تن آدم و از این موضوع نهایت لذت رو هم می‌برن؛ واقعا عجیبه که نمی‌فهمن دارن تف سر بالا می‌اندازن و دغدغه‌های ما دغدغه‌های خودشونم هست. فکر می‌کنن مردم با چند تا مرده‌باد و شعارای الکی و گردهمایی‌های خیابونی جلوی یه دیوار، شکمشون سیر می‌شه و می‌تونن فضاحت‌های اقتصادی رو با این کارا جبران کنن و نهایتا هم یه صدقۀ یه تومانی رو مثل استخون بندازن جلومون و بگن خب برید خوش باشید!

    از جمعی که یا مسبب این وضعیتن، یا منفعت ازش می‌برن یا به کل هیچی نمی‌فهمن و مرخصن، انتظار فهمیده شدن ندارم دیگه؛ کسی که بخواد بفهمه کافیه یه بار بره سوپرمارکت و روند آب شدن روزانه ارزش پول ملی رو ببینه، ولی کسی نخواد بفهمه حتی جلوی چشمش بچه‌اش از فقر بمیره (که البته خدا نکنه هیچ بجه‌ای خار به پاش بره) هم باز نمی‌فهمه؛ چون نفعی در اون نفهمیدنه داره.

    من که حتم دارم در زنده بودنم درست شدن ایران رو می‌بینم و مطمئنم همین افراد اون روز از ما خیر بیشتری می‌برن (که نوش جونشون باشه) ولی تا اون روز ما رو دق میدن؛ اشکالی البته نداره، پرنده‌ای که یک عمر تو قفس بوده و پرشم قیچی شده درکی از لذت پرواز نداره، به محضی که بتونه پرواز کنه حتی از پرنده‌ای که یک عمر پرواز کرده هم بیشتر لذت می‌بره.

    پاسخ:
    بعضیا فقر رو به جون خریدن و جزو ارزش های معنوی می‌دونن! ولی ما به عنوان یکی از ثروت مند ترین کشورها نیاید لایق همچین وضعیتی باشیم. 
    خوبه شما امید داری من حقیقتا ندارم. 

    با یه بنده خدایی صحبت میکردم کاسب بود توی بازار، پارچه فروش...

    می‌گفت سه ماهه دارم از این و اون قرض میگیرم تا شکم خونوادمو سیر کنم و از طرفی جنس آوردم و چک دارم...

    آدم میمونه چی بگه، چیکار کنه..

    پاسخ:
    بعد طرف میگه بازاری گه خورده اعتراض می‌کنه چون دولا پهنا با بقیه حساب می‌کنه. انگار بازاری حقش ثبات قیمت نیست! چون صرفا بازاریه. 
  • مهدیار (مترسک)
  • عین این می‌مونه یه باغبونی به این‌که باغش رو آفت برداشته افتخار کنه! فقر، بدترین و وحشتناک‌ترین بلایی که سر یه آدم و جامعه می‌تونه بیاد؛ همه چیز رو نابود می‌کنه ولی اولین قربانیش معنویات و دینه! نمی‌دونم اولین بار کی اینو تو سر این جماعت کرد و اینا هم یاد گرفتن فقر رو با «ساده‌زیستی» بزک کنن و مدام ایران رو با بدبخت‌ترین کشورای جهان یکی کنن ولی شک ندارم اون یه شیطانِ ضد دین و ایرانِ تمام عیار بوده، اینا هم نادانسته و کورکورانه فقط اونو تکرار می‌کنن بدون این‌که به معنا و عواقبش فکر کرده باشن. یه تیر دو نشون دقیقا همین حرفه.

    ایران نه «یکی از»، بلکه ثروتمندترین کشور جهانه؛ خودتون مطالعه کنید متوجه میشید که از هر چی که خدا فقط یکی-دو تا نصفه و نیمه‌اش رو به کشورای دیگه داده، به ما تمام و کمال داده، اونم فول آپشن با تمام جزئیات! عین این می‌مونه توی قصری زندگی کنی که حتی پیچ مهره‌هاش از طلا و الماسه ولی لباس پاره تنت باشه و لنگ نون شب باشی، چرا؟ چون اهالی اون قصر اجازه ندارن از اون چیزی که «دارن» بهره ببرن. به حدی ایران ثروتمنده که نه‌تنها هیچ‌کسی اینجا علی‌القاعده نباید گشنه و بی‌کار بمونه بلکه برای یه سری کارا نیرو کم میاریم و مجبور میشیم از کشورای دیگه آدم بیاریم!

    اینا رو می‌دونم که آتیش می‌گیرم از این وضعیت ایران و میزان نفهمیِ ماله‌کش‌های فاجعه فعلی. روزی که اینا بفهمن طور دیگه‌ای هم می‌شه زندگی کرد و نیازی به فلاکت کشیدن نیست و چیزی هم در اون صورت از دست نمیدن، قطعا عید ملی همه ماست.

    پاسخ:
    چه کامنت واقعا گریه آوری... چی اومده به سرمون...
    این مدل افراد اونروز منکر تمام حرف های الانشون میشن بلاشک! 

    چقدر دقیق و با جزییات گفتید

    ولی این افراد سودشون در نفهمیدنه دیگه، انتظاری نمیشه داشت!

    پاسخ:
    اگر از مردم باشیم داریم همه اینارو دقیق و با جزییات زندگی میکنیم آخه. 
    انتظاری که ازشون نیست اونقدر در نفهمی باقی بمونن تا عمرشون به سر بیاد.
  • ** گُلشید **
  • والا الان شرایط برای کاسبا خیلی سخت تر شده تا تکون بخورن موعد چکاشون سررسیده نه کاسبی درست و حسابی داشتن نه چیزی نه میدونن با وضعیت گرونیا چجوری گرون کنن که بتونن فروش داشته باشن....یه کاری کردن که حتی دیگه کاسبی هم نمیتونن بکنن مردم.

    پاسخ:
    الان کارمندها اوضاعشون بهتر از کاسب و شغل آزاده! از این جهت که یک حقوق ثابت دارن. درگیر این مسائلی که شغل آزاد هست نیستن. گرچه در کل اوضاع اونا هم خوب نیست. 

    یکی از بزرگترین مشکلاتی که من دارم، کسانی هستند که میگن این ها توطئه دشمنه، ما باید مقاومت کنیم، نمی‌دونم این ها نشانه های آخرالزمانه، ما باید مقاومت کنیم تا زمینه ظهور رو فراهم کنیم

    دلم میخواد به همشون یه پس گردنی بزنم

    پاسخ:
    بعضیا خاک بر سر زندگی کردن رو دوست دارن. برای همون برای خودشون دنبال توجیهات میگردن. برای همینه که الان فقر و تحمل این فقر برای امثالی که گفتید یک ارزش محسوب میشه! درحالی که بنده ی خوب خدا بودن؛ مومن بودن هیچ منافاتی با ثروت و زندگی خوب داشتن نداره.

    اوهوم. منم خیلی به کسب و کارهای اینستاگرامی فکر می کنم. دیشب به چند پیج پیام دادم واسه خرید حتی. خیلی خوب و خوش برخورد و سریع جواب دادن. می تونیم به نظرم خرید کنیم ازشون هنوز. البته اگه ته جیبمون چیزی مونده باشه...

    پاسخ:
    بحث اینه باید به نت بین الملل و فیلترشکن وصل بشیم تا بتونیم خرید کنیم آخه. 
  • •✿ آرورا ✿•
  • من نخوندم این پیجایی که میگی رو ... ولی موافقم باهات که گرونی واقعا داره مردم رو اذیت میکنه ، من از چندین نفر که خیلی مذهبی هستن هم این روزا شنیدم که دیگه به بچه ی بعدی فکر نمیکنن با قیمت پوشک و شیر خشک و ... 

    فکر میکنم لااقل برای خود من و اطراف من اگر مخالفتی هم هست، با چیزای دیگه باشه 

    پاسخ:
    اقتصاد بیمار رو که الان دیگه همه قبول دارن...
    فکر میکنم برای خیلی ها مخالفتی هم اگر هست اصلا اقتصاد کوچک ترینشه!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">