بیست و دوم فوریه

با توام
قاب عکس نارنجی
با توام
زرقبای پاییزی
در نگاهت حضور مولاناست
پا رکاب دو شمس تبریزی...

کلمات کلیدی

شخصی زنگ زده بود به همسرم؛ با دوست دخترش گرفته بودنش. جزییات رو من در جریان نبودم فقط به طور کلی از پشت تلفن داشتم می‌شنیدم. حکم براشون اومده بود که شرکت در نماز جمعه و کلاس قرآن اینا براشون گذاشته بودن:/... باور کنید همسرم تلفن رو قطع کرد من پوکیده بودم از خنده به این شکل که از شدت خنده هی کله م رو‌ می کوبیدم به قفسه سینه همسرم:/... من خودم اهل نماز و روزه و این چیزام ولی واقعا به این مدل امر به معروف ها و نهی از منکرها نمی‌دونم چی بگم. آخه نسل الان اونم دونفر که دوستن با شرکت در کلاس قرآن و نماز متنبه میشن؟! خب با هم میان دوباره نماز! باهمم بعد جلسه قرآن میرن کیف و حال:/...یعنی چی اینا اخه؟! آخه این حکم‌ها جواب میده؟! ...واقعا برای من خنده داره شاید برای شما نباشه!

نظرات (۹)

مثلاً خواستن در فضای عرفانی اونجا قرار بگیرن بلکه انرژی محیط تاثیر گذاشت :/

پاسخ:
آره دیگه هدف همین بوده ولی بحث اینه آخه این چیزا جواب میده؟!:/

تصورم اینه که برای اونا که چنین تنبیهی(!!) در نظر گرفتن این خیلی معناداره‌

و واقعا هم نماز و کلاس قرآن معناداره بنظرم.اما برای اون کسی که پایه ها و ریشه ها رو نگرفته و میخواد بره سر کلاس قرآن و نماز ، اونم نه به عنوان انتخاب شخصی با اجبار و تحت عنوان تنبیه/ جزا  احتمالا خیلی مضحکه.

 

پاسخ:
دقیقا درست میگید همین طوره. 

@صالحه

تنبیه از ریشه تنبه یعنی بیدار شدن میاد 

یعنی اساسا تنبیه برای آزار دادن و کیفر و مجازات نیست، برای بیدار کردن متربیه 

 

 

 

به نظرم با مخاطبی رو به رو بودن که دیدن هیچی روش اثر نداره، گفتن یه تیزی بندازیم در تاریکی ببینیم شاید خود خدا یه حرکتی زد ما که نمی‌تونیم :/

 

پاسخ:
ببین من از جزییات خبر ندارم یعنی نپرسبدم ولی معمولا حکم های اینجوری در خصوص موضوعات این مدلی رو خیلی نمیان موشکافانه و بنا به شخصیت فرد و این چیزا حکم بدن. یه حکمی سرسری داده میشه می‌ره! آنقدر که طرف میخواست حکم رو به جزای نقدی تغییر بده و گفته بودن باشه پاشو بیا تغییرش بدیم! ...

شما بودی چطور تنبیه میکردی؟

 

پاسخ:
من قاضی نیستم... 
قاضی خداونده...
  • ابوالفضل ...
  • واقعا نمی‌دونم چی بگم راجع به این جریان... اصلا چرا نتونی با دوست دخترت بگردی، چرا به زور می‌خوان بفرستن به بهشت، چرا اینجوری

     

    کامنتای این میخک مثل میخ می‌مونن توی مغز من!!!

    پاسخ:
    من حالا از بعد دیگری میگم. اینکه چرا شرایط ازدواج برای جوون ها مهیا نمیشه چرا بسترها فراهم نمیشه چرا اگر به قول شما با این چیزها مخالفتی هست بنا به هر دلیلی. مثلا قوانین یک کشور اسلامی یا هرچیزی که میگن! چرا خب پس برای نرفتن جوون ها به این سمت و سو اقدامی صورت نمیگیره؟! الان به همین دونفر و سایر جوون ها شرایط ازدواج داده بشه بالای نود درصد ازدواج میکنن خب.
    تحمل عقاید مخالف کار سختی شده این روزا:دی

  • ابوالفضل ...
  • دقیقا، دقیقا 👏🏻

     

    کار از تحمل و گفت‌وگو گذشته با این همه خون ریخته شده...

    پاسخ:
    چی بگم والا...
  • مهدیار (مترسک)
  • این‌که یه چیز دینی (که طبیعتا باید جوششی و از سر علاقه و معنویت باشه) چرا باید «مجازات» باشه (چون ذات جزا، «آزار» دادن به قصد اصلاحه) به نظر من شدیدا توهین‌آمیزه و من اگه جای قشر مذهبی بودم (به اندازه خودم مذهب دارم ولی «مذهبی» به معنای عرفیش منظورمه) بهم بر می‌خورد و خیلی سفت و سخت جلوی چنین احکامی در می‌اومدم. هرچند همین حالاشم به من یه نفر خیلی بد برخورد.

    یاد اونی افتادم که یکی از بندهای مجازاتش رونویسی از روی یکی از کتابای مطهری بود! اونی که این حکم رو داده یک لحظه فکر نکرده که این کار باعث تنفر بیشتر این شخص از نویسنده و محتوای اون کتاب می‌شه؟ خود فرزندان آقای مطهری احساس اهانت به پدر بهشون دست نداد که چرا اثری که ایشون سال‌ها عمر پاش گذاشته رو در حد شلاق و زندان پایین میارید؟

    نمی‌دونم واقعا چه جوری بر نمی‌خوره به آدما. خود من اگه باشم و یکی برگرده بگه مجازات فلان شخص خوندن کانال مهدیاره، خودم میرم یقه قاضی رو می‌گیرم که این چه کاریه و هر کاری لازم باشه می‌کنم تا فقط همون یه نفر کانالمو نخونه، حتی لازم ببینم به کل پاکش می‌کنم!

    حالا این‌که چرا باید وسط این همه بدبختی و گرفتاری‌های چندهزارگانه مملکت، دغدغه نیروی نظامی و قضایی، دوست دختر و دوست پسر باشه و برای همچین چیزی وقت و انرژی و هزینه بذاره، مثنوی هفتاد من کاغذیه که نه جاش اینجاست و نه من اعصاب تکرار حرفایی رو دارم که فقط من ۱۸ ساله دارم به اشکال مختلف و در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، میگم؛ باقی افراد بماند که چقدر درباره‌اش حرف زدن.

    پاسخ:
    اصلا من نمی‌دونم چرا فکر میکنن تاثیر گذاره:/...به قول شما بیشتر باعث نفرت میشن تا بخوان جذب بشن. 
    جزئی ترش رو پرسیدم روی موتور خانم ها ترک دوست پسراشون بی حجاب بودن درواقع برای بی حجابیشون این حکم رو دادن حالا به پسره چرا حکم دادن موندم:دی موتورشم گرفتن!
    اصلا آدم نمیدونه چی بگه:/
  • مهدیار (مترسک)
  • دقیقا همین برخورداشون (نماز مجازاتی، قبر کندن، برخورد به خاطر حجاب و...) کارو به جایی رسونده که جامعه‌ی ۸۰-۹۰ درصد محجبه و دین‌دار (از نوع دلی) تبدیل شده به جامعه‌ای که توش محجبه‌ها (منظورم حجاب مورد تایید حکومته) و متدین خیلی کم شدن و تو بعضی شهرا و مناطق که رسما در اقلیت مطلقن و تو بعضی خانواده‌ها هم به کل صفرن! انگار یه بادکنکی رو هی فوت کنی و هم‌زمان هم بهش سوزن بزنی! خب معلومه می‌ترکه دیگه، تعجب نداره اصلا.

    حالا ما هر چی‌ام بگیم، کو گوش شنوا؟ کو عمل؟ فقط بلدن بگن تقصیر اینستاست، تقصیر رسانه است، تقصیر فلان بازیگر و خواننده و ورزشکاره، باید بگیریم، ببندیم، بکشیم، فیلتر کنیم، برخورد قاطع کنیم، برخورد عبرت‌آموز کنیم، مشت محکم بکوبیم بر دهان یاوه‌گو و ال بل! انگار یاسین برای درازگوش بخونی؛ همون قدر بی‌اثر.

    حالا جالبه که مظلوم‌نمایی هم می‌کنن و این جور وقتا میگن: نههه ما که اصلا کاری نکردیم، ما به این گوگولی و قشنگی، سیاه‌نمایی نکنید، اصلا سند نشونمون بدید که ما از این کارا کردیم، ما خیلی تنهاییم و فلان! خودتون، خودتونو تنها کردید، وگرنه همه‌ی ما نه پشتتون، که کنارتون بودیم.

    والا 😄

    پاسخ:
    خیلی ها با این نوع نگرشی که گفتید اعتقاد دارن افکار غرب و غرب زدگی و دشمن باعث اینهمه تغییر نگرش و افکار و عقاید شده بدون اینکه بخوان اندکی فکر کنن چه کردن که این شد؟!
    وقتی به اسم اسلام و دین و با همین نقاب دین داری پشت پرده انواع و اقسام فساد و اختلاس و دورویی و آنچه برای بچه های مردم بد بود برای آقازاده ها عادی بود! رو مردم دیدن دیگه نتیجه هم همین میشه که همه دین گریز شدن. 
    حالا دین گریز شدن یه چیزه. اینکه با این مدل کارها بی دین تر هم میکنن به چیز دیگه ست. این مدل حکم ها مثل همون پیرزنی میمونه که توو هیئت به دختری که آرایش داره میگه دخترم حیف خوشگلیت نیست به خاطر شهدا موهاتو بپوشون! همینقدر بی تاثیر.همینقدر برای شنونده بی معنا و مفهوم. وقتی حتی امر به معروف و نهی از منکر هم بلد نباشی نتیجه هرروز بدترم میشه. 
  • مهدیار (مترسک)
  • دقیقا همینه. خارجی‌جماعت بی‌کار نمی‌شینه که، تو چی کردی که اون تونسته بهره ببره؟ تویی که همه چی اتفاقا داشتی.

    بعدشم چرا مردم خودمونو بی‌اراده در نظر می‌گیرن که همش معتقدن یه نفر باید ارشاد کنه و یه نفر هم گمراه؟ طرف نگاه کرده دیده این سبک زندگی (به زشت و زیباش کار ندارم) بهش سازگارتره، اونو انتخاب کرده و سبک اون پیش میره. حالا اینجا هم دو تا سبک زندگی جلوی چشم مردم بوده، یکی که با تمام قدرت و ثروت و امکانات، از بچگی تا بزرگسالی، از مدرسه تا دانشگاه و خیابون و گزینش شغلی و سربازی و کجا و کجا همه مدل تریبون و امکاناتی (من‌جمله قوای قهریه) داشته در برابر چیزای دیگه که تعدادی از اونا اساسا منشاشون بیرون از ایران بودن.

    حالا این بین آدما یه چیزی شدن که نه کامل اون طرفیه، نه کامل این طرفی ولی هم‌زمان جفتشم نیست و یه چیز منحصر به فردیه. آدمایی شدن که محرم مشکی می‌پوشن ولی به قول شما بی‌حجابن و آرایش دارن، هالووین و کریسمس رو از خود اروپایی‌ها مفصل‌تر جشن می‌گیرن، شب یلدا و نوروز و چهارشنبه‌سوری و سیزده‌بدرشونم سر جاشه، تازه ماه رمضونم آمار دزدی کم‌تر می‌شه!

    پادگان نیست که همه یه مدل فکر و زندگی کنن.

    پاسخ:
    دقیقا همینه...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">