یه جایی کامنت گذاشتم بعد نویسنده در نهایت تعجب و علامت سوال و اینها بهم فرمود که من فکر میکردم شما اصلا هیچ وبلاگی رو نمیخونی و برای کسی کامنت نمیذاری....چندباری میشه اینو از افراد مختلف میشنوم. راستش باید بگم چرا من وبلاگ میخونم اما تعداد وبلاگ هایی که میخونم خیلی کمه. اما اگر وبلاگی رو بخونم؛ میخونم همیشه!...حالا اینکه کامنت بذارم یا نذارم که معمولا اگر بخونم میذارم؛ این ربطی به خواندن نخوندن نداره. کلا اگر کسی به وبلاگمم بیاد و چندباری کامنت بذاره خب به رسم ادب میرم حتی ممکنه دنبالشم بکنم اما بعد مدتی واقعا ببینم روحم هیچ سنخیتی با اون وبلاگ نداره یا نمیتونم ارتباط بگیرم خب قطع دنبال میکنم. ملاک دنبال کردن نکردنمم واقعا تضاد فکری یا اختلاف عقاید و افکار نیست. من الان خیلی هارو دنبال میکنم که صد و هشتاد درجه با من در مسائل سیاسی یا عقیدتی متفاوتند. اینا دلیل نمیشه معیاری برای دنبال کردن نکردنم باشه. واقعا باید بتونم ارتباط بگیرم که خب با بعضی وبلاگ ها نمیتونم. این هفته اخیر که اینجا خواننده های زیادی اومدن خب من وبلاگ های زیادی رو اضافه کردم که دنبال کنم. و دنبالم میکردم اما امروز دوباره به حالت کارخونه برگشتم و نشستم دوباره خیلی هارو قطع دنبال کردم و موند علی و حوضش!:/ البته به قول پیچند بعضی هارو آدم برای خودشون دنبال میکنه وگرنه مطالبشون رو دوست نداره:/ بعضیارو هم مطالبشونو دوست داره ولی خودشون رو دوست نداره و منم از هر دو طیف دنبال میکنم اینجوری:/ واقعا بعضیارو قلمشون رو دوست دارم ولی شخصیت نویسنده رو نه :/ و بعضیارو هم قلم هاشونو دوست ندارم اما شخصیت های خودشون رو دوست دارم:/...بعضیارو هم هردو...هم قلمشون رو دوست داری هم خودشون رو.
ربط عنوان چی بود خب😅😅😅