پارسال ماه رمضون دخترم تازه به دنیا اومده بود و خب به دلیل کم شدن شیر روزه نگرفتم. البته از اواسط همین ماه بود که دخترم دیگه شیر مادر نخورد و باقی رو گرفتم. خلاصه ۲۱ روز روزه قضا داشتم. و با امروز همه رو گرفتم مونده ۴ روزش. به خودم باشه اصولاً من میل خوردن به چیزی ندارم ولی خب همسرمم با خودم همراه کردم و امروز خونه ی ما خیلی نورانی و عرفانی ست!! چرا که مادام موسیو روزه بودیم:/ دیروزم که روزه بودم اش پخته بودم اما خب اش در منزل ما مشتری اول و آخرش خودمم. طفلان دوست ندارند. همسرمم معتقدن سیر نمیشن فلذا امروز گفتم همون اش رو داغ میکنم میارم افطار؛ دیگه مجبوری باید خورده بشه:/ حالا شب شام میذارم. اما همین نیم ساعت پیش بود که نمیدونم از خونه کدوم همسایه گرامی بود که بوی لوبیا پلو میآمد:/ و خب بله مردم و زنده شدم و از تصور لوبیا پلو با شور؛ یا لوبیا پلو با سالاد خیار گوجه؛ یا لوبیا پلو با ترشی هفت بیجار؛ یا لوبیا پلو با هرچی اصلا:/ جان به جان آفرین تسلیم کردم. دیگه از اونجایی آشپز پنجه طلا هستم!:/ پا شدم سریع یه لوبیا پلوی آبکشی به منصه ظهور رسوندم. من لوبیا پلو و عدس پلو و این غذاهای قاطی رو آبکش دوست دارم. ولیکن در اکثر مواقع فرصت و ایناش نیست و کته میکنم اما الان از تصور ته دیگی که مواد گوشتی ریختی روش و سالاد خیار گوجه با پیاز بنفش و نارنجی که روش چکوندی رو هم ریختی روی ته دیگ؛ دوباره جان به جان آفرین تسلیم کردم:/ فلذا الان نشستم و به در نگاه میکنم و دریچه آه میکشد و این حرف ها و منتظرم دم بکشه و یه دلم میگه تا نیم ساعت دیگه دم نمیده بالا و یه دلم میگه میده خدا داره پر پر زدنتو میبینه یه فرشته میفرسته توو قابلمه اینو دم میده بالا و میره نگران نباش:/
حالا همه با هم دستاتونو بیارید بالا... بارالها خداوندا پروردگارا لوبیا پلو دم بکشه. ممنون سلطان.

خداییش آش غذا نیست! من موقع خوردنش سیر میشم ولی یک ساعت که بگذره گشنهتر از حالت عادیام!!!
ضمنا خدا قبول کنه. اعتقاداتتون خیلی قویه ماشالله!