یه مدته یه آگهی توو دیوار گذاشته بودم خب خیلی بهم زنگ میخورد. همون روزم شماره های ناشناس مختلف که همه مربوط به آگهی بود. کلا بماند من شماره ناشناس هم روی گوشیم ببینم و نفهمم زنگ زده؛ دوباره خودم تماس میگیرم ببینم کیه. چیکار داشته. ولی خب اونروز یکی بهم زنگ زد منم وسط یه بلبشوی فکریه وحشتناک که داشتم چندین کارو هماهنگی رو با هم میکردم. خب گفتم برای آگهی زنگ زده. هی گفتم بفرمایید صدایی از اونور نمیآمد. منم آگهیم با دیوار رو با خط دومم گذاشته بودم که کلا شارژم براش نمیخرم و فقط کارای اینجوری رو باهاش میکنم. چون شارژم نداشتم نمیتونستم اسمس یا زنگ بزنم با اون خط. طرف درجا نوشت صدات نمیاد!... من کلا طرز ادبیات آدما برام مهمه. از آدمایی که درجا پسرخاله میشن و حالت طلبکاری دارن بیزارم. توو دلم گفتم چه پرو! چه منو تو خطاب میکنه. گذشت یکربع؛ انگار دید من زنگ نمیزنم دوباره زد. منم حالا اصلا حواسم به شماره ی قبلی و اینا نبود چون گوشیم دائم زنگ میخورد و در عین حال خیلی سرم شلوغ بود و داشتم همزمان با موبایلم چندتا کار انجام میدادم. دوباره زنگ زد منم بی توجه به اینکه قبلیه دوباره گفتم بفرمایید. شونصد بار گفتم الو اما باز صدایی نمی اومد. دوباره درجا پیغام داد ببخشید صدات نمیاد. صد در صد فکرم این بود که برای آگهی میخواد حرف بزنه. با این خطم که نمیتونستم تماس بگیرم شارژ نداشتم. با اون یکی خط ثابتم زنگ زدم. دیدم وا جواب نمیده. توو دلم گفتم وا مگه این همین الان زنگ نزد؟! پس چرا جواب نمیده؟!... یهو چند دقیقه بعد نوشت: برام شارژ میخری؟:/...
یعنی در وضعیتی بودم که به خدا اگر اون خطم شارژ داشت یه چیزی مینوشتم که بشوره پهنش کنه قشنگ! این اولین مزاحم تلفنی زندگی بنده بود. به همسرم نشون دادم میگم اینوسط اینو کجای دلم بذارم؟! شیطونه میگه براش بنویسم بوووق... همسرم میخنده میگه نمیدونه با کی طرفه:/
ای بابا :|
+
ببخشید آخر پست ولی خنده ام گرفت:)))