حالا یه چیز بگم بین خودمون بمونه. خدایی آقایون توو بعضی اخلاق ها خیلی بهتر از ماها هستن:/...مثلا من خودم گاهی در ارتباط با خانوادم از جانب همسرم حرف میزنم!...مثلا میگم بابا میخوای فلان وسیله رو بذاری توو ماشینت برات سنگینه بگو فلانی( همسرم) بیاد کمکت. همسرمم بلافاصله پشت بند من میگه آره آره بگید حتما. مثلا میگم بابا خواستی کولرتو راه بندازی صبر کن ما اومدیم خونتون فلانی انجام میده. همسرمم تایید میکنه. یا همین دیروز خانوادم یه مسیر طولانی رو باید جایی میرفتن نمیشد ماشین خودشون رو ببرن. و باید اسنپ میگرفتن. مسیر چندساعته بود. من از جانب همسرم گفتم عه خب فلانی میبرتتون دیگه! همسرمم پشت بند حرف من گفت آره من میبرم. حالا بماند کشیدمش توو اتاق گفتم کار که نداری؟! ببخشید از جانبت گفتما آخه بابا خیلی زحمت مارو کشیده مخصوصا اونموقع که ماشینمون رو دزد برده بود خیلی مارو میبرد میآورد خجالت کشیدم الان با اسنپ برن. اگر مشکلی نداری میتونی ببری خودت بهشون بگو تعارف میکنن که گفت آره حتما میبرم. ولی به این فکر میکردم اگر همسرم از جانب من توو خانوادش همچین چیزایی رو بگه من واقعا ناراحت میشم:/ مثلا فرض کنید بگه مامان دست به لوسترات نزن فلانی میاد تمیز میکنه:/ سبزی آش گرفتی بگو زنم بیاد کمکت:/ خواستی بری دکتر بگو زنم بیاد دنبالت ببرتت برگردونه:/ مامان ظرف نشور بیا بشین زنم بشوره:/... چه جلافتا:دی ....وای وای که حتی از تصورشم دوست دارم کله همسرمو بکنم:دی
خلاصه که بله:/

ولی ما هرگز از جانب همدیگه چیزی به کسی نمیگیم. یعنی فرصتش رو نمیکنیم. چه مثلا سبزی خرد کردن باشه، چه کارهای مردونه. قبل از اینکه کسی بخواد احساس کنه باید یکی یه کاری بکنه، اون کار انجام شده ست. هم من و هم فاطمه کلا بی کله منتظریم یکی یه کارش رو زمین بمونه بپریم انجامش بدیم. همین قدر ماه و گُلیم ما. واسه همین همه کارهای خودمون رو زمین مونده و تِریده شده است.