بیست و دوم فوریه

با توام
قاب عکس نارنجی
با توام
زرقبای پاییزی
در نگاهت حضور مولاناست
پا رکاب دو شمس تبریزی...

کلمات کلیدی

نمی‌دونم چرا بعضیا دایم دارن از خانه داری مینالن و مخصوصا مدت هاست مد شده دائم متن ها و کلیپ ها توو این موضوع بیرون میاد که خانه داری شغل تمام عیاره و آدم هیچ وقتی برای خودش نداره و کسی قدرشو نمیدونه و بابت کارهای خانه داری ازش تشکر نمیکنن و مدال نمی‌دن و ... خب در سخت بودن؛ تکراری بودن؛ خسته کننده بودن؛ بیست و چهار ساعت بودنه خانه داری شکی نیست ولی من اونایی رو نمی‌فهمم که نمیتونن از کارایی که برای خونه زندگی خودشون میکنن لذت ببرن یا تووش عشقی ببینن... والا من الان شستن جوراب شلواری دخترمم با عشق انجام میدادم و از اینکه لک هاشو تونسته بودم ببرم ذوق کرده بودم.. وقتی مثلا مواد فریزری میگیرم درسته پاره میشم به فرض کلی سبزی سرخ کنم آشپزخونه ی کثافت رو بعدش جمع کنم؛ بچه هارو از توو دهنم بکشم بیرون؛ گاز روغنی و کثافت رو به حال اول برگردونم ولی توی همه ی این خستگی ها برای من عشقه... اینکه آدم برای خونه خودش و عزیزانش کار می‌کنه شاید خسته کننده باشه ولی زیباست. 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">