بیست و دوم فوریه

با توام
قاب عکس نارنجی
با توام
زرقبای پاییزی
در نگاهت حضور مولاناست
پا رکاب دو شمس تبریزی...

قرص های ماشین ظرفشویی رو از اولی که اومدیم این خونه گذاشته بودم یکی از کابینت های بالا. الان تقریبا یک ماهی میشه که گذاشتمشون کابینت پایین و جا به جا کردم. اما دقیقا هربار که میخوام قرص بردارم ناخودآگاه دستم اول دراز میشه سمت کابینت بالا بعد درجا یادم میفته جاشو تغییر دادم... الآنم که دوباره همین اتفاق افتاد داشتم به این فکر میکردم که ذهن و مقوله ی عادت چقدر چیز عجیبیه. ذهن ما تقریبا به همه چیز عادت می‌کنه و تغییر این عادت اگرچه شدنیه ولی گاهی زمان بر؛ اگرچه به خودت میای میبینی زودتر از آنچه که فکر میکردی به چیزهای جدید عادت کردی دوباره...به این فکر میکردم گاهی ماها توقعاتمون از خودمون زیاده؛ یه تغییری توو خودمون یا سبک زندگیمون میدیم اما طاقت نداریم زمان بدیم تا به این تغییر عادت کنیم و فکر میکنیم چقدر سخته؛ درحالی که یادمون نیست ماها قبلاً هم توو زندگی به ناچار و غیرناچار از خیلی چیزها کندیم و به چیزهای دیگری عادت کردیم. یادمون رفت ماها به همه چیز بالاخره عادت می‌کنیم و میگذره...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">