
نخندید به آنچه میخواهم بگویم اما چندوقتی میشود که من هروقت چشمم به "موز" میفتد حالی بین خنده و گریه بهم دست میدهد. درواقع انگار تک تک اعضای بدنم تنها به یک واژه فکر میکنند... میدانید من عاشق موزم. نه خب شما قطعا نمیدانید اما من از تمام میوه ها موز را بیشتر دوست دارم و گمانم جز همسرم هم کسی نداند. همیشه هم در یخچالمان هست... اما از وقتی مادر شده ام خیلی وقت ها ناخودآگاه اصلا نمیخورم و این نخوردن یادم نیست. یعنی ناخودآگاه به سمت اش نمیروم و ناخودآگاه میگذارم اش برای پسرم همیشه... اما چندروزی میشود که یادم آمده است همسرم قبل از بچه هم موزهای خانه مان را نمیخورد و برای من میگذاشت... نخندید اما من چندوقتی میشود هروقت موز میبینم بغضم میگیرد و تک تک اعضای بدنم به یک واژه فکر میکنند...
اگه گُل بودم حالا شب و روز خارم بدون تو...

سلام بانو جان. عشقتان پایدار. خواننده ی جدید هستم و در حال خواندن همه ی پستهای شما. سه عدد بچه دارم! و واقعا پست شکلات صبحانه و طرز تهیه ی دنتها عالی و کاربردی بود. کاش بیشتر در مورد آشپزیهاتون پست بگذارید ممنونم. 🌹🌻🌷