بیست و دوم فوریه

یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب...
ای که هر زمان خوانده شوی پاسخگویی...

امروز از آن روزهای استثنایی ای بود که وقت اجازه داده بود بنشینم در میان وبلاگ ها بچرخم و کامنت بگذارم بعد مدت ها... میان گشت و گذارهایم که نمیدانم کدام وبلاگ بود آقای مردد کامنتی در آن وبلاگ گذاشته بود و در خصوص سریال با نویسنده حرف میزدند که ایشان از سریال جومونگ گفته بود که چگونه او برای کارهایش همیشه به خدا میگفت خدایا لطفا و ماها با این ادعاهای سر به فلک کشیده مان همیشه از خدا طلبکاریم... ایشان نوشته بود من هم حالا هروقت نماز هم میخوانم به خدا میگویم خدایا لطفا قبول کن... حالا که سلام نمازم را دادم ناخوداگاه یاد کامنت ایشان افتادم... آمدم بگویم خدایا لطفا نمازم را... خجالت کشیدم ... خدایا لطفا مرا آنچه کن که خودت میخواهی...

+ بعضی حرف ها گاهی به قدری ناخوداگاه در عمق جان ات مینشیند که تا سالها از یادت نخواهد رفت... خدای بزرگ هرکه حرفی بر زبان آورد، هرکه رفتاری و کرداری کرد که شنیدیم و دیدیم و باعث شد چیزی فرا بگیریم که ما را به تو نزدیک تر کند خودت او را بیامرز و خیر دنیا و آخرت را به او عطا کن که گویی مقلبی بر دل های خاک گرفته اند...