بیست و دوم فوریه

یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب...
ای که هر زمان خوانده شوی پاسخگویی...

وقتی آن بازیکن مراکشی گل به خودی زد ما سر شام بودیم که یکدفعه همه فریاد کشیدند گل و دست میزدند از خوشحالی...شاید من تنها ادم موجود بین مردم در آن شب بودم که در آن لحظه فقط به آن بازیکن مراکشی فکر میکردم و اوج غم اش و خجالت اش از مردم اش...یک آن یاد یحیی گل محمدی افتادم در سالها پیش که یادم نیست چه بازی ای بود ...اتفاق را هم درست یادم نیست اما برای منی که فوتبالی نیستم همین قدر هم که یادم مانده یعنی اتفاق پررنگی بود و یادم هست در بازی مهمی یحیی گل محمدی به خودمان گل زد و خاطره تلخ اش تا سالها در یادها ماند..سالها بعد در برنامه ای یحیی گل محمدی را آورده بودند و از او از سالهای بعد از آن اتفاق میپرسیدند..او از سختی های بعد از آن اتفاق از اینکه چقدر به سختی توانسته بود دوباره به فوتبال برگردد گفته بود...برای همان خیلی به آن بازیکن مراکشی فکر میکردم که تا چندسال خودش را نخواهد بخشید؟...یکی میگفت خانوم فلانی همان یحیی گل محمدی ای که میگوییدا آنقدر پول پارو میکند...دیگری میگفت الان ما گل به خودی زده بودیم کسی دل اش برای ما میسوخت؟... مستر هم که تنها کسی بود که مثلا به دل سوختن من دلداری میدادو میگفت نگران نباش مردم مراکش درک بالایی دارند او را میپذیرند...بعد شام وقتی در خیابان ها بودیم و مردم را میدیدم که چقدر با بهانه ی کوچکی اینگونه شادند و دارند در خیابان ها دست میزنند بوق میزنند پرچم تکان میدهند و خوشحالی میکنند راستش بیشتر دلم برای مردم خودم سوخت...مردمی که زیر بار نداری و فشار اقتصادی و بیکاری و مشکلات دارند دیگر می زایند و واژه ی بهتری برای گفتن دیگر ندارم، و فقط دنبال یک بهانه ی کوچک برای دلخوش بودن اند اما دلخوشی نیست‌...

+ اللهم عجل لولیک الفرج...