بیست و دوم فوریه

تو می دمی و
آفتاب می شود.

اگر بدانید چقدر دلم میخواهد بنویسم اما نمیتوانم میگیرید مرا تکه تکه میکنید میریزید داخل گونی میبرید می اندازید در بیابان جلوی کفتارها...فی الواقع خودم حاضرم بیایید مرا ببرید در یک کوچه تاریک و مخوف و تا میخورم بزنیدم بلکه درست شوم و دستانم به حرکت در بیاید برای نوشتن در خانه و کلبه چوبی ام، البته اگر جرات اش را دارید و دل شیر داریدو خلاصه از زندگی تان سیر نشده اید! ( آیکون فردی که سیبیل هایش را به سمت یمین و یسار دست میکشد)...و اگر بدانید چقدر دلم برای تک تکتان تنگ است ، چقدر دلم برای نوشتن های خودم تنگ است، چقدر دلم برای همیشه حرفی برای نوشتن داشتنم تنگ است...الان هم پر از حرفم اما قادر به نوشتن نیستم...فقط بدانید من کمرنگ و پررنگ همیشه به یادتان هستم ...دیگر اگر از حال ما پرسیده باشید در همین سحر ماه مبارک هیچ جمله ای ندارم جز این که بگویم خدایا شکرت...مثل مادربزرگ ها همین حالا که دارم دعای ابوحمزه ثمالی را گوش میدهم دارم در دلم برای خواننده های وبلاگم دعا میکنم...

نظرات (۱۸)

امیدوارم هرچه زودتر حس و حال نوشتنتان برگرده ، ما ستاره وبلاگ شما را خیلی دوست.
التماس دعایِ بیشتر...
پاسخ:
خودمان هم امیدواریم!
ممنونم:)
دعای ویژه کردم الان شمارو با این کامنت:)
ممنونم 
خدا آخرعاقب ما را ختم بخیر کنه :)
پاسخ:
خواهش میکنم.
اخر عاقبت همه ی ماهارو انشالله...
چقدر خوب بلدی کلماتو کنار هم بچینی

قادر نیستی بنویسی؟
همین که اراده کنی، همین که اومدی و از نتونستن حرف زدی، پس اینا چیه؟ 
بنویس عزیزم
مثل قبل دوست دارم تند تند ستاره تو روشن ببینم که نرسم بخونمت و شبی همه رو یک جا و پشت سر هم و سریالی بخونم.
الان که نگاه می کنم میبینم چقدر دلم برای قلمت تنگ شده بود و چقدر خوب شد این پست بهانه ای شد که اینارو بت بگم :*
پاسخ:
اینا اون نوشتن هایی نیست که همیشه بوده و خودمو راضی میکرد:)
خودمم دوست دارم مثل سابق اونقدر بنویسم که بیان بهم بگن آخیش الان همه پستات خوندنشون تموم شد/ وای بیست و دو چندروز بود نبودم نتونسته بودم بخونمت الان اومدم همه رو خوندم و ...یادش به خیر:(
ممنونم عزیز دلم. منم اگر مینوشتم و مینویسم دلخوشم به شما خواننده هام.
راستی افطاری خونه دوستتو چه کردی؟
چی خوردی؟
نگران بودم البته بیشتر برای معده ت :دی
خداروشکر که سالمی : ))))))
پاسخ:
سمبوسه- سوپ شیر- مسقطی- نون پنیر سبزی- بامیه- پیتزا- سیب زمینی سرخ شده:|
نوشابه رو خوردی که بشوره ببره پایین یا پست کنم برات؟ -_-
پاسخ:
نه قربونت یه لیوان از این لیوان بلند تراش کاری ها دادم رفت پایین:دی
خب خداروشکر
: )
پاسخ:
طالبی و آبمیوه و توت فرنگی و راحتی حلقوم هم با اجازت رفت پایین:))
یا خدو خدا!! 😐
همون شب؟؟؟
آقا من دارم بالا میارم
تو این همه خوردی و الان سالمی😷
اصن بگو ببینم الان خونه ای یا خدای نکرده بیمارستانی، جایی چیزی 😶😂
به قول اون خواننده ی گرانقدر
عزیزم کجایی
دقیقا کجایی

+راحت الحلقوم رو با میوه خوردی؟ 😂
آخه در کنار میوه ها اسم بردی 😁
پاسخ:
نه الان سالمم کاملا :دی چشمم نزنی البته:دی

همش رو میز بود به ترتیب خورده شد:دی
واقعا
واقعا
واقعا
ماشاءالله
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

+اگه خدای نکرده، زبونم لال، روم به دیفال طوریت شد نگو زیاد خوردم بگو چشم شدم 😂
پاسخ:
آره همینو میگم خیالت تخت:دی
پس خوشحالم که سه چهار روزه شدم خواننده ی وبلاگ تون و الآن دارم دعا می شم :))
پاسخ:
البته اگر قابل باشم:)
[گل] 
با آرزوی سلامتی برای بیست دو عزیز:*
پاسخ:
قربونت سمیه ی عزیز و با معرفتم:)
مرسی که اینقدر خوبی :)
پاسخ:
خوبی از خودته:)
یسار :دی
+ نمردیم و از این وبلاگم یه غلط درآوردیم
پاسخ:
عه مگه چی نوشتم ؟ بذار ببینم:دی
  • نویسنده خاص
  • سلام.
    مطالب خوبی دارین و بنده هم طبق روال منظم خودم مشغول مطالعه هستم....
    دفعه قبلی نویسنده رو نکشتم...
    خیلی هم خوبه که...
    منتظر مطالب بعدی شما...
    تشکر
    پاسخ:
    سلام خیلی ممنونم
    دفعه قبلی نویسنده رو نکشتم؟!...متوجه نشدم؟!

  • آسـوکـآ آآ
  • همین که خوبی ما خیییییییلی خوشحالیم بانو جان :*)
    پاسخ:
    قربون محبتت آسوکا جان:)
  • میرزا مهدی
  • سلام طاعات قبول.
    شنیدی میگن دل به دل راه داره؟
    شما چه بنویسی چه ننویسی ، محبوبی. جا باز کردی در قلب بلاگرها. چه باز و چه بسته باشن کامنتات، خوانده میشود مطلبت هات...... حالا به من بگو ببینم برا منی که جزو خواننده هاتم چه دعایی کردی ؟ :D دعا درخواستی هم قبوله یا همینطوری رَندوم میفرستی به هرکی هرچی خورد، خورد!!!
    پاسخ:
    سلام طاعات و عبادات شمام قبول انشالله.
    ممنونم شما و سایر خواننده ها لطف دارید.
    دعای یکسان کردم به هرکی برابر برسه:))
    البته الان با این کامنتتون یک دعا به اسم شما هم کردم:)
    بالام جان
    یمین و یسار
    نه یثار
    :دی

    +مدیونی اگه فکر کنی کامنت شباهنگو دیدم و رفتم دقت کردما : )))))
    پاسخ:
    نمیدونم چرا نوشتم یثار:دی
    الان درستش میکنم:))
  • نویسنده خاص
  • [ دفعه قبلی نویسنده رو نکشتم؟!...متوجه نشدم؟! ]
    👇🏻
    👇🏻👇🏻
    پاسخ در مورد بخش آغازین مطلبتون بود (خط اول و دوم)
    خواننده بی آزاری هستم.
    تشکر
    پاسخ:
    بله بله متوجه شدم:)
    من خودم از اون دسته وبلاگ نویس هام که کامنتی میبنده! ولی برای هر پست تو دلم میخواست کامنتی ت باز بود تا بنویسم برات ...

    عشق تون همیشگی .. پر از حال خوووووب ... پر از خوشی و خنده ...
    پاسخ:
    ممنون دوست عزیز:))
    زندگی شما هم پر از خوشی و آرامش

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">