بیست و دوم فوریه

تو می دمی و
آفتاب می شود.

داشتم گذری یک سکانس از یک فیلم ایرانی میدیدم، مرده زنه را با کمربند میزد و میگفت نمیتوانی جلوی مرا بگیری نروم فلان زنه را که دوست دارم بگیرم و از خانه برو بیرون، زنه هم گریه و التماس که آقا نظیر من جز شما کسی را ندارم و...اه یعنی انقدر بدم می آید زنی انقدر ضعیف ...ماندم واقعا این فیلم ها چیست میسازند؟...منکر این نیستم که بعضی ها انقدر بی کس و کار هستند که مجبورند واقعا به هرشرایطی تن دهند ولی باور کنید دلم میخواست دست می انداختم در تلویزیون زنه را میکشیدم بیرون یکی میخوابوندم زیر گوشش انقدر التماس نکند....

والا به خدا( آیکون  فوت کردن به هفت تیر!):/