بیست و دوم فوریه

یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب...
ای که هر زمان خوانده شوی پاسخگویی...

رمز وبلاگم یادم رفته بود...

باورم نمیشه...

نظرات (۱۵)

سلام :)

چرا گاهی آدم دچار فراموشی میشه ؟
پاسخ:
سلام به شما
یا پیر شده یا فکرش درگیر ...
منم هرچندوقت یه بار یادم می‌رفت. آخرش مجبور شدم تو یه دفتر بنویسم که اگه یادم رفت بتونم پیداش کنم :|
پاسخ:
گمانم روزی برسه آدم دفترم یادش بره، چون کلا وبلاگش یادش میره...
فکر نکنم فراموشی وبلاگ به این آسونی‌ها باشه...
پاسخ:
منم یه روزی فکر نمیکردم!
منم نمی دونم برا خودم چیه! چون سیو شده می آم و می رم. بره گوشیم طوریش بشه کلی دنگ و فنگ دارم برا برگشتن. 
بی خیال مهم نیست. هرچند این روزا تنها چیزی که با بالارفتن سن اذیتم می کنه همین ضعیف شدن حافظه ست...
پاسخ:
فعلا مونده تا ضعیف شدن حافظه که...
درگیری فکری بی تاثیر نیست...
اتفاقا امروز تو فکرت بودم که چرا یه مدته نمی نویسی.
پاسخ:
هرکاری میکنم نمیتونم بنویسم.
هوم می فهمم.واسه من که ننوشتن ،بد دردی هست.
شاید موقت باشه این حالت،بازم بر می گردی به نوشتن :)
پاسخ:
 در طی سالها نوشتن اینطور نشده بودم. فکر نکنم دیگه بتونم برگردم.
سلام.
من فقط پست هایی رو رمزدار میکنم که برای دلِ خودم نوشته شده باشه.
پاسخ:
سلام.
البته که کار خوبی میکنید ولی بحث سر رمز وبلاگ بود:)
بنده هم از ترس فراموشی هایی ازین دست جرات نمی کنم هیچ جا رمزمو عوض کنم...
نشونه پیری ه میدونم ;-)
پاسخ:
مونده تا پیری و نشونه هاش که...
یحتمل درگیری های فکری زیاده باعث فراموشی میشه...
فرقی نداره. رمز رمزه :-)))
من ذخیره ش کردم. باور کنید منم یادم نیست رمز رو.
پاسخ:
خوبه همه همدردیم پس!:))
اینجور وقتا آدم نمی‌دونه گریه کنه یا بخنده
یاد فیلمِ من هنوز آلیسم افتادم. اونجا خانومه آلزایمر زودرس می‌گیره و حتی یادش میره عاشق بستنی بوده یه زمانی :(

+ یه زمانی انقدر تند تند پست می‌ذاشتی که ستاره‌تو خاموش نمی‌دیدیم... حالا رمزو یادته میره :(
پاسخ:
منم یاد جناب سروان افتادم توو دیوار به دیوارکه وقتی داشت برای خانوم ابریشمی دارو سفارش میداد تا جلوی آلزایمرشو بگیره گفت گرچه این دارو بیشتر درمان درد منه تا خانوم ابریشمی، میترسم از روزی که منو دیگه یادش نیاد...
+ یه زمانی هرگز فکر نمیکردم حتی برای یک روز نتونم بنویسم!
گاهی وقت ها پیش میاد خوب .
هنوز خیلی زوده از پیری و حافظه و حرف بزنین....
اینها ناشی از عدم تمرکزه.....

پاسخ:
سلام جناب مهرداد
نه مال پیری و حافظه نیست، مال از یاد رفتن وبلاگ از ذهنه...

من رمز وبلاگم یه چیزیه که اگه فراموشش کنم همسرم رسما منو به شصت و نه تکه ی نا برابر تقسیم میکنه. :))
پاسخ:
روز تولده خانمه؟:))
من نوشتم رو یه استیکر زدم به مانیتور :|
همه هم هر روز می پرسن این چیه :دی

پاسخ:
رمزتو؟:))

اوهوم :دی
اسم کاربریمو یادمه شکر خدا :دی
پاسخ:
خوبه باز :))
منم فراموش میکنم :)
یه دفترچه دارم مخصوص اینکار 
تمام رمز وبلاگ و ایمیل و سایت و کد هارو اونجا می نویسم 
:))
پاسخ:
دفترچه ت گم بشه چی؟:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">