بیست و دوم فوریه

تو می دمی و
آفتاب می شود.

در همه ی فیلم ها صحنه هایی وجود دارد که گاهی آدم را از جا می کند و به دیار دیگری میبرد...اینبار به دیار غربتی رفتم ،آنجایی که در فیلم رگ خواب لیلا حاتمی در کوچه ای با در و دیوارهای کاه گلی خاک میخورد و گریه میکرد و کوروش تهامی برایش میخواند ستاره ها نهفته، در آسمان ابری، دلم گرفت ای دوست ، هوای گریه با من...و میگفت نخوان...