بیست و دوم فوریه

یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب...
ای که هر زمان خوانده شوی پاسخگویی...

دل بزرگ داشتن فقط به این نیست که بتوانی از یک گونی برنج ات بگذری و بدهی نیازمند، فقط به این نیست بتوانی چندتا دیگ نذر اباعبدالله خرجی بدهی، فقط به این نیست بفهمی فامیل ات ندار است دوتا رب و ماکارانی برداری ببری خانه اش، فقط به این نیست ببینی همسایه ات حامله است و بوی قورمه سبزی ات پیچیده یک کاسه بریزی برایش ببری، فقط به این نیست آدامس نمیخواهی اصلا آدامس خور نیستی ولی از آن پیرزن دستفروش میخری،فقط به این نیست میدانی رفیق ات در خوابگاه ندار است هرچه میپزی برای او هم ببری، فقط به این نیست عضو کوچه گردان عاشق باشی و به رسم مولایم علی شب های قدر کیسه های برنج و روغن دم در خانه های نیازمند ببری، فقط به این نیست سرت را از پنجره بیرون بیاوری و برای گربه ها غدا بریزی، فقط به این نیست نشسته باشی در مترو و پراشکی بخوری و نصفش را بدهی به پسربچه ای که دارد نگاهت میکند، ففط به این نیست بروی به زن یا مرد مسنی که دوتا کیسه میوه دستشان هست بگویی کمکتان کنم؟ یا دست یک نابینا را بگیری از روی پله ها رد کنی، یا تا میبینی کسی زمین خورده بدویی بلندش کنی...آره دل بزرگ داشتن به همه اینها هست اما فقط اینها نیست...هرکه اینهمه باشد خیلی بزرگ است ، هرکه فقط کمی از اینهمه هم باشد خیلی بزرگ است اما آدم هایی با دل بزرگ فقط اینها نیستند...وقتی یادم می آید دیشب چگونه با گریه و روسری و مانتویی که نمیدانم چگونه تنم کردم و اصلا تنم کردم یا نه به دختر چادری ای که نشسته بود گفتم حال مامان من خیلی بده میذاری قبل شما بریم توو؟ و گفت باشد میفهمم دل بزرگ داشتن در چیزهای خیلی کوچک تر از این حرفا هم هست...