بیست و دوم فوریه

یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب...
ای که هر زمان خوانده شوی پاسخگویی...

نمیدانم با امروز چندروز از سال است که از جلوی او و آن رستوران میگذرم ، اما این یک اتفاق تکراری هر روزه است...چون من هرروز به غیر از روزهای تعطیل از جلوی آن رستوران میگذرم ...و او را هر روز میبینم ...او یک مرد فرو رفته در پالتوی کلفت و بلند خاکستری اش هست، با یک کلاه بافتنی که تا چشم هایش پایین کشیده شده، او دستان بزرگی دارد...خودش هم بزرگ است...کمی هم قوز دارد...او هرروز یک تراکت جلوی من میگیرد...و من هرروز بی آنکه تراکت اش را بگیرم از کنارش رد میشوم...این یک اتفاق هر روزه است...اما امروز چند قدم مانده به او همان طور که با خودم میگفتم اگر میتونی کسیو خوشحال کنی این کارو بکن، فکر کردم امروز چه کاری برای خوشحال کردن کسی انجام دادم؟ بی آنکه فکر کنم تراکت را گرفتم و با خودم گفتم از امروز هرروز یک تراکت از او خواهم گرفت...