بیست و دوم فوریه

تو می دمی و
آفتاب می شود.

آن دنیا درست لحظه ای که خدا آن طرف نشسته و من هم این طرف و دارم از تمام دل گرفتگی هایم در دنیایش برایش میگویم بهش خواهم گفت در دنیا لحظاتی وجود داشت که انگار کسی قلب ات را مچاله میکرد...یکیش غروب های جمعه ای بود که صدای آل یاسین فرهمند به گوش ات میخورد...از غم انگیزی غروب های جمعه ما میدانستی خدا؟