بیست و دوم فوریه

تو می دمی و
آفتاب می شود.

دیشب بود که از بین بلاگ گردی ها آهنگی که یکی از بلاگرها گذاشته بود دانلود کردم ...امروز عصر که پیاده میامدم گوش میدادم، متن آهنگ خواندن برادری برای خواهرش بود اولش...انقدر این روزها خسته ام و دلسرد که حتی حوصله حرف زدن هم ندارم همین طور اشک میریختم در خیابان و در دلم میگفتم چرا ندارمت، در اینهمه تنهایی چرا حداقل تو را ندارمت؟ ...