بیست و دوم فوریه

تو می دمی و
آفتاب می شود.

دیشب بود که متنی را درباره زلزله تهران میخواندم تهران بعد از زلزله مرا یاد کتاب کوری انداخت ...تا به حال فکر کرده اید وقتی هر شهری هر اتفاقی می افتد کمک ها از تهران است که فرستاده میشود اگر برای خود تهران اتفاقی بیفتد و زلزله ۷ ریشتری با فعال شدن گسل شمال تهران رخ دهد و تهران ویران شود چگونه میتوان این شهر را جمع کرد ؟ خب در واقع نمیشود جمع کرد و سقوط تهران به معنای سقوط ایران خواهد بود و اگر در صدی هم زنده بمانند چون امداد و نجات و کمکی نیست برای فرستادن همان مقدار محدود هم خواهند مرد...

بخش هایی از متنی که خواندم از استاد پژوهشگاه زلزله شناسی: 

" ناطقی الهی در رابطه با اینکه اگر در پایتخت زلزله ۷.۲ ریشتری بیاید چه اتفاقی می‌افتد گفت: ببینید زلزله یک مسئله پیچیده‌ای است، یک زلزله ۷.۲ در تهران یک سناریو وحشتناک غیرقابل تجسم است. به نظر من اصلا دربارش فکر نکنیم چون ابعادش قابل تصور نیست.

ناطقی‌الهی در رابطه با علت این پیش‌بینی وحشتناکش گفت: چون در این حالت، تحت هیچ شرایطی ما امداد، نجات، جستجو، آزاد کردن مردم از زیر آوار، حمل و نقل و ... نداریم و باید منتظر آمار وحشتناک مرگ و میر، موش‌های تهران، آتش‌سوزی بعد از زلزله و ... باشیم. من همیشه گفتم که درباره بعد از زلزله وقتی چشمانم را می‌بندم شهر را با آتش می‌بینم. در ۹۰ درصد خانه‌ها علمک‌ها پشت دیوارهای آجری هستند که خواهند ریخت و پشت این دیوارهای آجری هم کنتر برق وجود دارد. دیوار آجری می‌ریزد علمک می‌شکند، برق جرقه می‌زند و تا تخلیه گاز تهران بزرگ بخواهد صورت بگیرد ما سوختگی وحشتناکی خواهیم داشت. فرض کنید ۲۰ درصد ساختمان‌ها سالم باشد، شهری که ۸۰ درصدش از بین رفته و شریان‌های حیاتی دیگر در خدمت نیست دیگر به چه دردی می‌خورد؟"