بیست و دوم فوریه

یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب...
ای که هر زمان خوانده شوی پاسخگویی...


همیشه سرکار بی طاقتم

واسه عطر ابریشم دامنت

واسه طعم آویشن تو تراس

واسه لحظه نرم خندیدنت

دلم ضعف میره واسه خونمون

که با مهربونیت غوغا کنی

کلیدامو جا میذارم به عمد

به امیدی که تو درو واکنی

نتونستم اونی بشم که میخوای

ببخش اینهمه بغض مردونه رو

یه جاهایی از دست من خارجه

وگرنه تو میشناسی دیوونه رو

واسه پیش خونه به دادم رسید

دوتا خوشه انگور گوشواره هات

خدا شاهده قول میدم بهت

یه جفت بهترش رو بگیرم برات

هنوزم شبیه پسر بچه ها

میام جانمازت رو بو میکنم

توی جنگل مه قدم میزنم

میام روسریتو اتو میکنم

به دفترچه قسطا توجه نکن

نترس از بدهکاریام میگذره

یه روزی میخندیم به این سختی ها

یه روزی که دفترچه ی آخره

دلم قرصه وقتی کنار منی

نلرزه دلت از غم روزگار

گلوم خشک شد دختر بیدمشک

یه لیوان شربت واسه من بیار


شعر: حامد عسکری