بیست و دوم فوریه

می خواهم
هر صبح
که پنجره را باز می کنی
آن درخت رو به رو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده ای که
نان از انگشتان تو می گیرد...

شاید از نظر شما من یک موجود عجیب الخلقه ای باشم اما خب باید بگویم باورتان نمیشود الان از اینکه یکدفعه یادم افتاد در کیفم یک دنت شکلاتی دارم چقدر ذوق مرگ شدم .