بیست و دوم فوریه

می خواهم
هر صبح
که پنجره را باز می کنی
آن درخت رو به رو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده ای که
نان از انگشتان تو می گیرد...


پریروز چشمم خورد به پروفایل یکی از آقایان همکلاسی سابق عکس یک دیس ماکارانی را گذاشته بودند با ته دیگ سیب زمینی:( ...نوشتم سلام آقای فلانی دلمان خواست که این چه عکسی ست....جواب داد که ماشالا شما که خودتان با سلیقه اید اما خب اگر دلتان خواسته تلاشتان را بیشتر کنید تا بتوانید به این عکس برسید، با شکلک خنده و اینها...اما خب شکلک های خنده هیچ، حرف اش مثل این بود به سامان گلریز بگویند بلدی یک نیمرو درست کنی؟ :| ..در دلم گفتم خیلی خب پس تلاشم را زیاد کنم الان یک تلاشی نشان دهم! ...برداشتم هرچه عکس از غذاهایم در موبایلم داشتم را فرستادم زیرش هم نوشتم صرفا جهت درس عبرت برای هرکسی که میگوید تلاش را زیاد کنید! و سایرین.. نوشت من تسلیمم دستمال سفیدم واقعا بالاست!:|

این عکس هم ناهار امروز است معرفی اش میکنم ، اسم اش هست من در آوردی...بچه ها من در آوردی، من در آوردی بچه ها...سرم را کردم داخل یخچال هرچه سبزیجات از لوبیا سبز و فلفل دلمه و بادمجان و قارچ و گوجه و اینها بود با مرغ سرخ کردم و شد ناهار...
جمله مهم اول: انقدر بدم می آید کسی به بادمجون خودمان میگوید بادنجان! یا مینویسد بادنجان، اه یعنی چه، کلاس است؟!
جمله مهم دوم: امروز یکی از دوستان نوشتند که میدانید عکس غذاهایی که میگذارید چه غوغایی در دلمان میکند؟ گفتم میدانم بله:|...من از الان فرشتگان جهنم را دارم میبینم که بهم سلام میدهند، چون آگاهانه پا بر جهنم مینهیم!

جمله مهم سوم: نکته ای در عکس وجود دارد که فقط باهوش ها میفهمند!