بیست و دوم فوریه

می خواهم
هر صبح
که پنجره را باز می کنی
آن درخت رو به رو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده ای که
نان از انگشتان تو می گیرد...

اسم برنامه ای در جم فود است...همین عنوانم را میگویم، برنامه ای که به سبک قرن ۱۸ آشپزی میکند، مثلا ماهی را به دیوار میخ میکند و با ذغال میپزد، نان را داخل قابلمه ای مدل قرن ۱۸ ای میگذارد و زیرش هیزم روشن میکند و رویش زغال میریزد بعد هم یک دماسنج قرن ۲۱ ای میگذارد کنار قابلمه ته نگیرد!...یعنی آشپزی کردنی به شدت پر زحمت و بی فایده ..انقدر که این برنامه روی مخ من است چون اصلا آن را نمیفهمم...یعنی واقعا اینهمه تلاش بیهوده در قرن ۲۱ را نمیفهمم که با اینهمه اختراع و وسیله و امکانات دیگر نان و ماهی پختن با حداقل زحمات مهیاست...و دیگر کدام آدم عاقلی وقتی باربیکیو و ماهی تابه رژیمی و ال و بل وجود دارد که تا بروی دستشویی بیایی ماهی بهت داده است بلند میشود میرود چوب جمع میکند بعد چوب ها را دیوار چین میکند، بعد ماهی را با میخ به چوب میکوبد، بعد هیزم اطرافش روشن میکند و چهارساعت بعد هم ماهی آماده است...اینهمه اختراع هرروزه برای راحت تر زندگی کردن مردمان است آنوقت همچین برنامه بیمزه ای واقعا برای من غیر قابل فهم است، به علاوه اینکه گاهی مثل همان دماسنج مجبوری از قرن۲۱ کمک بگیری...و جدای از همه اینها خب که چی؟:|