بیست و دوم فوریه

می خواهم
هر صبح
که پنجره را باز می کنی
آن درخت رو به رو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده ای که
نان از انگشتان تو می گیرد...

این روزها شبکه ی دو یک فیلم پلیسی میدهد به نام نوار زرد، اینکه بعد مدت ها و سالها چیزی توانسته مرا سر یک ساعت مشخص از هر کاری که دارم بکند و پای تلویزیون درازکش کند یعنی که کارش درست است!... فیلم اش را دوست دارم...هم هیجان دارد، هم تنوع موضوعی دارد و آدم مشتاق دیدن میشود و هم یک تم عاشقانه ی ملایم هم لابه لای فیلم هست که کلا عاشقانه دوز دالم! ...گرچه همه ی اینها بهانه است و صغری و کبری چیدن، اصل این است امیر آقایی با آن پرستیژ و استایل فوق العاده اش را دوست دارم... کثااااافت دوست داشتنی! 


بی ربط نوشت به متن: از نظر من امیر اسم خیلی قشنگی برای یک مرد است، همیشه اسم امیر این را بهم تداعی میکند که تمام صلابت یک مرد را این اسم در خودش جمع کرده است...