بیست و دوم فوریه

می خواهم
هر صبح
که پنجره را باز می کنی
آن درخت رو به رو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده ای که
نان از انگشتان تو می گیرد...

-  آقای میم: یک کلیپ اربعین بگذارم؟

+ بگذارید

- آقای میم با لبخند: ماها که دیدیم میفهمیم چه حالیه، اینا نرفتن نمیدونن

+ با اشکایی که پاک میکردم : بله...