بیست و دوم فوریه

جمله اش را دقیق یادم نیست اما راستش یک چیز فوق العاده بی نمک و بی معنا پشت شیشه ی ماشین اش نوشته بود که کل شیشه ی عقب را هم گرفته بود، مرتبط با محرم و ارباب بود، فقط دو کلمه آخرش را یادم هست که نوشته بود عاشقانه های حسین! ، خیلی پلیس نامحسوس طور شیشه را دادم پایین تا یک عکس یواشکی بگیرم از ماشین اش که یکدفعه فلش دوربینم کل فضا را گرفت ، راننده با شوک برگشت...کسی از پشت ماشین با خنده گفت حداقل فلشش را خاموش میکردید بنده خدا فکر کرد با سرعت میرود دوربین عکسش را گرفته! شیشه را دادم بالا و رویم را کردم آنطرف و مردم از خنده...