بیست و دوم فوریه

آن دنیا من اول از همه روی پل صراط یقه ی دکتر آز را میگیرم بعدم پرتش میکنم در سرب های در حال قل قل زدن دوتا هم فحش میگم این فرشتگان جهنمی یادم بدهند تا بارش کنم...ماندم آبش نبود نانش نبود کانال تلگرام زدنش چه بود که این مادر  ما دنبالش کند !..اینبار هم مادر رفته کلم بروکلی برای من به اسم من و در کل به نیت من خریده و معلوم  نیست دکتر آز از فواید کلم بروکلی اینبار چه ها گفته...مادر که با  عشق میگفت برایت کلم بروکلی خریدم راستش نشد بگویم آخر مادر کلم؟‌.... نشد دیگر...باید این کلم بروکلی را یک‌گوشه از دلمان بالاخره جای میدادیم...برای همان امروز از صبح در به در این سایت و آن سایت شدم بلکه یک سوپ با کلم بروکلی بیابم بلکه یکجوری قابل خوردنش‌ کنم نه دل مادر بشکند، نه دل دکتر آز خیر ندیده نه حتی دل کلم ها که غصه بخورند بیست و دو دوستمان نداشت:| ...الان دو ساعتی میشود که سوپ روی گاز است اما از شما چه پنهان بوی کلم ما را که کشت امیدوارم فقط آن دنیادکتر آز پشت خدا قایم نشود وگرنه من میدانم با او!