بیست و دوم فوریه

تو می دمی و
آفتاب می شود.

هیچ روزی زیبا نباشد قطعا یک صبح پنجشنبه ی پاییزی زیباست ...داشتم اتفاقا به همین که امروز پنجشنبه است فکر میکردم و چه خوب که پنجشنبه است...اما درست همین حالا در همین پنجشنبه ساعتی که پدرم برایم هدیه خریده بود از روی صندلی افتاد و صفحه اش خرد شد و پنجشنبه آغاز شد...پنجشنبه ای که پاییزش غالب شد ...