بیست و دوم فوریه

سلام علیکم

مهمانی که شما باشی و میخواهی بروی مهمانی روی سخنم با شماست عزیز جان! ، شما حالا حبیب خداوند بزرگ هستی درست ولیکن جان میزبان را بعد از رفتن ات نگیر با دمپایی های دستشویی که خیس کرده ای، با پوشک بچه ای که عوض کرده ای و گوشه ی روشویی گذاشته ای، با دستمال کاغذی های گوله گوله شده ای که آب هلوی دور دهانت را پاک کرده ای و حالا زیر مبل است، با سیگارهایی که کشیده ای و داخل پیش دستی ریخته ای به جای زیر سیگاری، با دست های شکلاتی بچه ات که روی میز و مبل های میزبان کشیده است و اتاق های ترکانده شده ای که این وظیفه ی خطیر ترکاندن را بچه ات تقبل کرده است ، با هی میزبان را بلند کردن که نمک بده، آب بده و دو دقیقه خودت بلند نشوی از آبسرد کن یخچال آب بریزی ، اینها را دقت کن گل من! چرا که گاهی ممکن است میزبان را بعد از رفتن ات یک گوله ی آتشفشان در حال فوران کنی مخصوصا اگر آن میزبان بیست و دویی باشد که رفته باشد به اتاق و دیده باشد چوب رنگ شده ای ک روی دیوار نصب شده و قاب عکس هایش را گذاشته و اسم خارجیه این طاقچه ها الان یادش نمی آید! ، قشنگ از دیوار کنده شده و قاب عکس ها افتاده و خب مهمان با دیوار چه کار دارد سوال مهمی ست که لحظه ی تکه تکه کردن مهمان با کارد میوه خوری پرسیده خواهد شد و بعد داخل گونی ریخته خواهد شد و به اولین بیابان انداخته خواهد شد و این است عاقبت مهمانان!