بیست و دوم فوریه

می خواهم
هر صبح
که پنجره را باز می کنی
آن درخت رو به رو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده ای که
نان از انگشتان تو می گیرد...

 بیان خوب فهمیده است با ۴۸ ساعت فرصت برای حذف، نود درصد پشیمان میشوند و میمانند، اما حکایت باقی مثل آن نامه ای ست که کسی در آستانه خودکشی اش نوشت: به سمت پل میروم اگر کسی در مسیر بهم لبخند زد نخواهم پرید!


خیلی از دوستان بیست و دوم فوریه بستند و رفتند،شاید هم رفتند جای دیگری بنویسند و آدرسش را به من ندادند...اما شدید دلتنگ تمام دوستانی هستم که حالا نیستند...حتی دلتنگ آنهایی که روزی خواننده ام بودند و حالا نیستند...

حس بدی دارم...