بیست و دوم فوریه

می خواهم
هر صبح
که پنجره را باز می کنی
آن درخت رو به رو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده ای که
نان از انگشتان تو می گیرد...

بیست و دوم فوریه کسی است که تصمیم گرفته امشب سالاد ماکارانی درست کند و او به ماکارانی هم میگوید ماکارانی لذا حرف نباشد! :| و حالا که خیارشورها را خرد کرده، کالباسم خرد کرده، سوسیسم یک عالمه سرخ کرده ، و منتظر است سیب زمینی ها سرخ شوندو آب جوش بیایدو بعدش ذرت و هویج را سرخ کند، اما هی دست برد در کاسه ی خیارشورو سوسیس و هی خورد، آنقدر خورد تا مواد به نصف رسید قبل از اینکه این سالاد سالاد شود!