بیست و دوم فوریه

متاسفانه نمیدانم چرا هربار اسم نیما می آید یاد آن آهنگ سخیف شهرام کاشانی(؟) می افتم که نیما واسه تو اومده خوشگل/ همه میخوانتو شده مشکل:| ...بله!... حالا از آنجایی هم که من مدتی میشود اندرخم انتخاب‌گوشی ام و به هرکه میرسم میگویم گوشی خوب چه میشود خرید؟ و حتی همین امروز از راهنمایی های مترسک دوست وبلاگی نیز استفاده ها بردم و قبل ترش هم از راهنمایی های سلوچ دوست وبلاگی دیگر و همین طور از راهنمایی های‌آقای الف و ایکس و میم در دنیای واقعی و همچنان اندر خم انتخاب، اینبار پدر نیز به کمک آمد و نیما را معرفی کردند! نیما نمیدانم چگونه دوست پدر است چون پسر جوان است اما خب دوست پدر است و پدر با بیان این جمله که زنگ بزنم به نیما ، زنگ زد به نیما و بدون اینکه اصلا به آن نیمای بخت برگشته بگوید در درجه اول چه رنج قیمتی میخواهیم، پدر فرمود که نیما جان گوشی خوب توو دست و بالت چی داری؟! و او هم گرچه من صدایش را نمیشنیدم اما دو ساعت از اپل میگفت و من هرچه مثل ذرت بو داده در قابلمه ی در بسته بالا پایین پریدم که اپل نمیخواهم پدر همچنان به راهنمایی های نیما‌ گوش جان سپرده بودو وقتی در نهایت بابا گفت بگذار گوشی را اصلا بدهم به خودش و گوشی را داد به خودم و من گفتم سلام گوشی زیر دو تومن! نیما قطعا دو نقطه و یک خط صاف شده بود که دو ساعت بادمجان واکس‌میزد؟!