بیست و دوم فوریه

یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب...
ای که هر زمان خوانده شوی پاسخگویی...

ما نه فقط در وبلاگ نویسی بلکه در دنیای واقعی هم از این رفتارها بسیار انجام میدهیم، و حالا شاید در دنیای وبلاگ نویسی بیشتر...ماها با دستان خودمان یک نفر را بت میکنیم...بت دنیای بلاگری...و البته گاها چند نفر را...مثلا همین حالا چشمانتان را ببندید و تصور کنید باید پنج تا وبلاگ را نام ببرید که خاص تر و متفاوت تر از بقیه هستند،‌خب شما به راحتی این کار را میکنید...اینکه ما وبلاگ هایی را خاص و متفاوت بدانیم اصلا بد نیست چون حتما‌ آنها خاص و متفاوت اند که در ذهن ما اینگونه نقش بسته اند، اما تا اینجا اشکالی ندارد...از این جا به بعد است که محل ایراد است...اینکه ما این بلاگران را عین بادکنک بادشان میکنیم با القاب و تعاریف خاص و قلمبه سلمبه...مثلا فرض کنید من بیایم در وبلاگم بنویسم سلطان وبلاگ نویسی فلانی ست!... یا مثلا موقع نوشتن از یک بلاگر یا وبلاگ او را ابر بلاگرو وبلاگ برترو از این دست چیزها ببندم بهش...واقعا با خودتان فکر کرده اید چرا همین وبلاگ های خاص معمولا مغرورترند؟ یا مثلا معمولا کامنت نمیگذارند و اگر کامنت بگذارند صاحب آن‌وبلاگ که برایش کامنت گذاشته شده دق میکند از خوشحالی! و یکسری رفتارهای مشابه دیگر! واقعا فکر میکنید چرا؟! ...تا به حال به این مسئله فکر نکرده اید که چون آنها مخاطب دارند! تحت هر شرایطی حتی بی احترامی و محل نگذاشتن به مخاطب هم باز آنها مخاطبشان را دارند و این مخاطب ها آنها را بت کرده اند، در قالب پست های مختلف، در قالب کامنت ها، همه جا او را بتی معرفی کرده اند که خود آن بلاگر هم باورش شده است که بله خب او یک بت است و بقیه به دورش میگردند! ...اتفاقا از نظر من این بلاگرانه بت کوچکترین تقصیری ندارند،بلکه تمام تقصیرها متوجه سایر بلاگران و مخاطبان آنهاست...آنهایی که یکبار با خودشان فکر نمیکنند واقعا فرق خودشان و او در چیست؟ چرا باید اوی نوعی را بت کنند در بلاگری اما خودشان را یک ابر بلاگر ندانند؟! ...نهایت نهایت نهایت تفاوت ما بلاگران با هم  در سبک نوشتن است....وگرنه تفاوت دیگری در بلاگری وجود ندارد بین ماها که اینگونه خط کش گذاشته میشود ... این را گفتم که بدانید اگر بلاگرهایی از نظر شما خاص و‌گنده شده اند چون خودتان کرده اید! همین.